Diary of a Country Priest

 

پیرمردِ چاقِ تنها، شب‌ها خوابِ مولن‌روژ می‌دید و فاحشه‌هایی که در برابرش استریپ‌تیس می‌کردند. او هر روز صبح در حالی که زیر لب غرغر می‌کرد به طرف حمام سرازیر می‌شد.

 

پیرمرد فکر می‌کرد سال‌هاست که وقتِ مردنش فرا رسیده...

 

زنانگیِ‌ مشترک در آثار فروغ فرخزاد و سیلویا پلات

 

سیلویا پلات (1963-1932)

با خواندن اشعار سیلویا پلات، فروغ دربرابرتان ظاهر می‌شود؛ با همان حسِ شورانگیزِ زندگی، عصیانگری و ناکامی‌های عاشقانه‌اش.اشعار هردو خویشتنِ زنی پرتلاطم و پراحساس را تصویر می‌کند که با روحیه‌ای سرکش و مقاوم اما سرشار از لطافتی تماما زنانه در برابرِ تلخی‌های زندگی ایستاده است و مبارزه می‌کند. جالب که هردو در اوایل سی‌سالگی از این دنیا می‌روند.فروغ در یک تصادف بحث‌برانگیز و پلات هم با خودکشی به‌وسیله‌ی گازِ آشپزخانه.هردو همسران مردانی هستند که روزی عاشقانه دوستشان می‌داشتند. ( فروغ  با همه‌ی علاقه‌اش از پرویز شاپور جدا می‌شود و انگیزه‌ی اصلی پلاث برای خودکشی خیانت همسرش تد هیوز بوده است). تاثیر و نقشِ این دو  زن در ادبیات زمان  حیاتشان و بعد از آن، آن‌قدر زیاد است که با وجود گذشتِ بیش از ٤٠ سال از مرگشان، حرف‌ و حدیث‌ها و ابهاماتِ زیادی پیرامونشان وجود دارد.اشعار پلات را باید بارها و بارها خواند.حیف است ترجمه شوند.این شعر را هم به‌خاطر علاقه‌ام به سیلویا پلات  و همچنین ۱۵دی‌ماه سال‌روزِ تولدِ فروغ با کلی وسواس و دقت انتخاب کردم و در تمام طول ترجمه سعی کردم لحن و فضای اشعارش حفظ شود. 

The Rival

هماورد

مرتبط:

پایگاه رسمی فروغ فرخزاد

15 دی‌ماه سالروزِ تولدِ فروغ فرخزاد

مجموعه‌ی اشعار فروغ به زبان انگلیسی

 

اطلاعات بیشتر درباره‌ی سیلویا پلات

درباره‌ی سیلویا پلات در ویکی‌پدیا

سیلویا پلات در دایره‌المعارف ادبی

ترجمه‌ی شعر لاله‌ها  از سیلویا پلات- برگردان :گلاره جمشیدی

کرمی جدید در تنبانِ وبلاگستان یا پزنامه‌ی شبِ یلدا !

این پیشنهاد برای وبلاگستانی که این‌روزها کفگیرش برای نوشتنِ موضوعات جدید به تهِ دیگ خورده است کافی‌ست تا همه دست بکار شوند و هرکس به نوعی به نامِ بازی یلدا شروع به افشای اسرار نهان ِخود کند. خیلی مقاومت کردم که چیزی ننویسم تا بیش از این فضاحت به بار نیاید اما خوب کرمش بدکرمی بود و ما هم عجیب ضعیف‌النفس.

 

مرسی از نیما ، کولی شرقی،  داریوش‌کبیر و زندگی روی ترن هوایی که  مرا به این بازی دعوت کردند.

 

ادامه نوشته