حساب حساب ٬کاکا برادر !
دوقلوهای
خواهر برای خودکشی دو تا اسلحه تهیه کردند و قرار شد هر دو در یک لحظه به دیگری
شلیک کند.زمان شلیک تنها صدای یک تیر بلند شد.خواهرِ دوقلوی بزرگتر کنار جنازهی
پر از خونِ خواهر دوقلوی کوچکتر که با مردمکهای از هم پاشیده به آسمان نگاه میکرد
نشسته بود و گریه میکرد.او به خاطر میآورد که خواهر دوقلوی کوچکتر همیشه به
شوخی معتقد بود او - خواهر بزرگتر- با همان پنج دقیقه تولدِ زودتر به او خیانت
کرده است.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۷/۰۶/۱۷ ساعت 1:17 توسط سورئالیست
|