
این روزها خیلی از دوستان گله دارند که نوشتههای اینجا دچار افت کیفیتی محسوسی شده است. حق هم دارند؛ قبول دارم. صادقانه بگویم برای نوشتن وقت نمیگذارم.چند پست گذشته هم متعلق به قبل( پیش از دو سالِ پیش) است.هیچگاه نتوانستم مثل خیلیهای دیگر چندین و چند ساعت بنویسم حتی برای یکساعت. یعنی قادر به تمرکز نبودم (نیستم). این مدرکگرایی و گرفتن لیسانس و پشتبندش فوقلیسانس و بعد هم لابد دکترا تمرکزی هم آخر مگر میگذارد؟
نمی دانم دلیلش چیست اما ترجیح میدهم بیشتر بخوانم.اعتراف میکنم گاهی اوقات خواندن را از نوشتن بیشتر دوست دارم؛ خواندن و تصور اینکه اگر نویسنده چگونه مینوشت بهتر بود. این روند تا کی ادامه خواهد داشت را نمیدانم اما میدانم در این مدت نوشتههای با ارزشی در این وبلاگستان هست که هنوز در گندابِ ابتذالی که خیلیها(بخوانید بعضیها) در آن گرفتار شدهاند فرو نرفته است.
مثلا شهرزاد در نامههایی که پسر همسایه پاره کرد و یا امین در دلتنگیهای یک کرم دندون.
به هر حال امیدوارم بتوانید مدتی مرا و نوشتههای نهچندان جذابم را تحمل کنید، قول میدهم زیاد طول نکشد اما شما هم قول بدهید زود حوصلهتان سر نرود.
به امید روزهای خوب برای همه.