پیرمرد در حالی که به سختی با دستهای لرزان آلتِ چروکیدهاش را از لای زیپِ شلوار بیرون میکشید،گفت:تنها یادگاری که از گذشته بعد از مادربچه ها برایم باقیمانده همین است.
پیرمردهای دیگر میخندیدند....
قالب این وبلاگ توسط سایکو تهیه شده و حقوق مربوط به آن محفوظ است.