زن به تابلوی نسیه نداریم خیره شده بود.
ـ حواستو جمع کن فقط همین امشب حاجخانم منزل نیست ها.
رویش را محکمتر گرفت:
ـ باید عجله کنم بچهها گرسنهاند.
قصاب دنبال ساطور میگشت.
قالب این وبلاگ توسط سایکو تهیه شده و حقوق مربوط به آن محفوظ است.