تبليغاتX
-+- سورئالیست -+-
پنجشنبه 1387/05/31
همیشه از بالای سرم بیزارم:‌پر از سیم و کابل !

من یک نویسنده‌ام.همیشه می‌خندم. از سیگار و دود متنفرم.ساسی‌مانکن گوش می‌دهم.از گوشه‌نشینی بیزارم. دوست‌های زیادی دارم.من حتی شب‌ها زود می‌خوابم.عینک هم نمی‌زنم.راست حتی کتابخانه‌‌ی شخصی هم ندارم.من آدم منظمی هستم.

شخصیت‌های داستان‌های من آدم‌هایی عصبی و تنها هستند.پیچیده و مرموزند.عشق‌های دست‌نیافتنی در سر دارند.آن‌ها آدم‌هایی سرگردانند.داستان‌هایم بوی غم می‌دهند.

من یک نویسنده‌ام.تنها. عبوس. کم‌حرف. شب‌ها با تاریک شدن هوا بیدار می‌شوم و صبح‌ها با طلوع خورشید می‌خوابم.پشت گوشم همیشه یک سیگار زاپاس می‌گذارم. اغلب اوقات در اتاقم پشت کپه‌ای از کتاب و برگه مشغول نوشتنم.کمتر از خانه بیرون می‌رم.موهایم را به‌ندرت شانه می‌زنم. 

شخصیت‌های داستان‌های من آدم‌های شاد و شنگولی‌اند که به سختی روی زمین بند می‌شوند. توی جمع‌های دوستانه جفنگ می‌گویند و هر روز عاشق و فردایش فارغ می‌شوند.داستان‌های من طعم خوشِ زندگی می‌دهند.