تبليغاتX
-+- سورئالیست -+-
شنبه 1387/04/15
به همین سادگی...

راننده بلیط را پاره می‌کند. اتوبوس نسبتا خلوت است. روی اولین صندلیِ خالی می‌نشیند. کتاب را از داخلِ کیف در می‌آورد و شروع به خواندن می‌کند. دومین صفحه از کتاب به انتها نرسیده٬گوشی‌اش بیپ کووتاهی می‌کند. شروع به خواندن و بعدش جواب دادن می‌کند. چند تا اس‌ام‌اس که رد و بدل شد گوشی زنگ می‌زند.شروع می‌کند با جایی تند تند صحبت کردن.در اولین  ایستگاه و به سرعت کیفش را بر می‌دارد و از در اتوبوسِ تقریبا در حال حرکت بیرون می‌پرد.

باد از پنجره‌‌ی نیمه‌بازِ اتوبوس تکه کاغذِ لای صفحه‌ی دومِ کتابی را که روی صندلی مانده ٬ کف روغنیِ اتوبوس می‌اندازد.