تبليغاتX
-+- سورئالیست -+-
یکشنبه 1386/12/19
Everything You always Wanted to Know about Sex, But afraid to Ask

هیچ‌وقت بی‌رحمی‌ای را که در پسِ یک نوازش است حس کرده‌اید؟ آیا فکر می‌کنید نوازش آدم‌ها را به یکدیگر نزدیک می‌کند؟خیر،بلکه آدم‌ها را از هم جدا می‌کند. نوازش کلافه می‌کند.بین کفِ دست و پوست فاصله‌ای ایجاد می‌کند.در ورای هر نوازشی دردی‌ست. دردِ این واقعیت ‌که نمی‌شود واقعا به هم رسید. نوازش تنها سوء‌تفاهمی میان تنهایی‌ست که می‌خواهد به او نزدیک شوید و...بدون هیچ فایده‌ای...هر چه بیشتر به هیجان بیایید؛ بیشتر از یکدیگر دور خواهید شد.آدم همیشه گمان می‌کند در حالِ نوازش کسی‌ست؛ در حالی‌ که در واقع دارد سرِ زخم را باز می‌کند...

Variations éngimatiques
Eric-Emmanuel Schmit


جمعه 1386/11/05
اگر ویرجینیا وولف و ویلیام فاکنر فارسی می‌دانستند....

درست یک‌هفته بعد از این‌که الهام در باب عجز در خواندن "به سوی فانوس دریایی" برایم گفت، سروش روحبخش هم در وبلاگش این کتاب را به عنوان یکی از کتاب‌هایی که هیچ‌گاه نتوانسته است به آخر برساند معرفی کرد. جالبی کار این‌جا بود که هر دو ویرجینیا وولف بیچاره را مقصر می‌دانستند که کتابش نثر پیچیده‌ای دارد و...

1
برمی‌گردم به سه سال قبل؛ زمانی که می بایست تنها در ظرفِ یک هفته درباره شخصیت‌پردازی این کتاب مقاله می‌نوشتم و خوب برای صرفه‌جویی در وقت چه چیزی بهتر از خواندن ترجمه‌اش آن هم با ترجمه‌ی مترجم نام‌آشنایی مانند صالح حسینی؟! کتاب را که شروع کردم هنوز فصل اول(پنجره‌ها) به اتمام نرسیده بود که احساس کردم بوی سوختنی به مشام می رسد.اشتباه نکنید! بوی سوختنی از ترجمه‌ی کتاب بود که بیشتر و بیشتر هم می‌شد.خلاصه از آن‌جا که آدمِ کمی تا قسمتی گیری هستم قید مقاله نوشتن را زدم و شروع به خواندن نسخه‌ی اصلی کتاب و مطابقتِ آن با ترجمه کردم و دیدم که اووه! باز هم بوی سوختنی بلند شد (باز هم که اشتباه کردید)، این بار دیگر بو  از جای دیگری بود که با خواندن متن اصلی و روشن شدن تفاوت فاحش لحنِ متن اصلی با ترجمه به مشام می رسید.

2
یک سال پیش شروع به خواندن خشم و هیاهو از روی نسخه اصلی کردم. متن این اثر آن‌قدر سنگین است که بعضی اوقات باید چندین و چند صفحه به عقب بازگردید تا قادر باشید با جریان داستانی پیش بروید. مخصوصا که چینش زمانی در کلِ این اثر متفاوت است.هم‌چنین مانند دیگر آثار ویلیام فاکنر باید و باید تلمیحات مربوط به انجیل زیادی را دنبال کنید تا بفهمید چه بود و چه شد. بعد از دو هفته و نیم خوانش و به اتمام رساندن اثر خیلی مشتاق بودم که بدانم ترجمه‌ی این اثر چگونه ممکن است. فقط می‌دانستم این اثر به فارسی ترجمه شده است ولی از نام مترجم بی‌اطلاع بودم.

3
اواسط مهرماه برای بررسی چند مقاله از جمله: "در جستجوی زمان در خشم و هیاهو- دونالد ام.کارتیر" و مقاله‌ی " زمان در آثار فاکنر – ژان پل سارتر" مجبور شدم دوباره به سراغ اثر بروم و نمی‌دانم چه شد که دوباره آقا فیلِ یاد هندوستان کرد و برای مثلا صرفه‌جویی در وقت تصمیم به خواندن ترجمه‌اش کردم. همان‌وقت‌ها ایشان گفت که کتاب را خوانده و هنوز به صفحه‌ی 20 نرسیده بی‌خیال شده است و یادم می‌آید بدون این‌که از نام مترجم بپرسم کلی به او خندیدم که تو این‌کاره نمی‌شوی. کتاب را که گرفتم
، چشمم که به نامِ صالح حسینی افتادم، مطئن شدم که باید دوباره متن اصلی را با ترجمه مطابقت بدهم.

4
باید قبول کرد که جریان سیال ذهن در آثار وولف و یا شناور بودن فاکتورِ زمان و انبوه تلمیحات خارج از متن و خوشه‌های معنایی در آثار فاکنر ترجمه‌ آثار این‌دو را آن‌قدر سخت و طاقت‌فرسا می‌سازد که هر مترجمی جسارت ترجمه را به خود راه نمی‌دهد.اما واقعا زمانی که یک مترجم می‌داند ترجمه اثر نمی‌تواند زیبایی اثر را حفظ کند آیا ترجمه اثر چیزی جز خیانت به نویسنده و خوانندگان فارسی است؟ شاید بگوئید خوب پس با این حساب تمام آثار سخت‌ترجمه را باید کنار گذاشت؟ نه، اشتباه کردید: همیشه راه‌هایی وجود دارد. همان‌طور که خیلی از آثارِ به اصطلاح سخت‌ترجمه در زبان فارسی دارای ترجمه‌های بسیار خوب و شاید منحصر به‌فرد هستند (برای مثال ترجمه‌ی ناطوردشت توسط محمد نجفی را نام می‌برم که برگردانِ لحنِ اثر و حفظ آن در طول اثر توسط او برایم همیشه بهترین راهنما در ترجمه‌هایم است.).یک مترجم می تواند با خواندن آثار دیگرِ نویسنده و همچنین بازنویسی چندین و چندباره اثر به ترجمه‌ی نزدیک‌تری از  متن اصلی برسد.بعضی اوقات هم به‌خاطر منحصر ‌به فرد بودن اثر باهوشی مترجم را می‌طلبد تا با کشف راه‌های جدید به برگردان بهتری از متن اصلی دست پیدا کند البته باید به‌خاطر بسپاریم که صبر و حوصله برای انجام کار فارغ از این‌که چه زمانی اثر آماده می شود نقش بسیار بسیار مهمی دارد.درباره جناب صالح حسینی هم باید بگویم ایشان استاد بنده هستند. به اندازه سن بنده تالیفات و ترجمه دارند. صحبت از ترجمه این دو اثر توسط ایشان اصلا به معنی زیر سوال بردن دانش ایشان و یا دیگر آثار ایشان نیست.مطئن باشید خود ایشان هم می‌دانند که دستِ‌کم ترجمه‌ی این دو کتاب آن‌چه باید در نیامده است.)اصلا بعضی اوقات مترجم نمی‌تواند با اثر ارتباط برقرار کند و هرچه ترجمه می‌کند چیز دیگری از آب درمی‌آید حالا هرچقدر هم دقیق و مو به مو ترجمه شود اصلا تضمین نمی‌شود کرد که اثر به متن اصلی نزدیک باشد.

پ.ن: لطفا شما هم اگر این دو کتاب را خوانده‌اید نظرتان را بیان کنید.

پیوست: 

1- بارگذاری متن اصلی رمان به سوی فانوس دریایی(‌1927) اثر ویرجینیا وولف - لینک

2- بارگذاری متن اصلی رمان خشم و هیاهو( 1929) اثر ویلیام فاکنر-  لینک

3- مفهوم زمان از دیدگاه فاکنر- مقاله‌ای از ژان پل سارتر - لینک


یکشنبه 1386/07/29
Everyone afraid of Virginia Woolf

 

Women have served all these centuries as looking-glasses possessing the magic and delicious power of reflecting the figure of a man at twice its natural size.

Virginia Woolf, A Room of One's Own (1929)

 

پ.ن: دعوت برای ترجمه!؟؟


شنبه 1385/10/16
زنانگیِ‌ مشترک در آثار فروغ فرخزاد و سیلویا پلات

 

سیلویا پلات (1963-1932)

با خواندن اشعار سیلویا پلات، فروغ دربرابرتان ظاهر می‌شود؛ با همان حسِ شورانگیزِ زندگی، عصیانگری و ناکامی‌های عاشقانه‌اش.اشعار هردو خویشتنِ زنی پرتلاطم و پراحساس را تصویر می‌کند که با روحیه‌ای سرکش و مقاوم اما سرشار از لطافتی تماما زنانه در برابرِ تلخی‌های زندگی ایستاده است و مبارزه می‌کند. جالب که هردو در اوایل سی‌سالگی از این دنیا می‌روند.فروغ در یک تصادف بحث‌برانگیز و پلات هم با خودکشی به‌وسیله‌ی گازِ آشپزخانه.هردو همسران مردانی هستند که روزی عاشقانه دوستشان می‌داشتند. ( فروغ  با همه‌ی علاقه‌اش از پرویز شاپور جدا می‌شود و انگیزه‌ی اصلی پلاث برای خودکشی خیانت همسرش تد هیوز بوده است). تاثیر و نقشِ این دو  زن در ادبیات زمان  حیاتشان و بعد از آن، آن‌قدر زیاد است که با وجود گذشتِ بیش از ٤٠ سال از مرگشان، حرف‌ و حدیث‌ها و ابهاماتِ زیادی پیرامونشان وجود دارد.اشعار پلات را باید بارها و بارها خواند.حیف است ترجمه شوند.این شعر را هم به‌خاطر علاقه‌ام به سیلویا پلات  و همچنین ۱۵دی‌ماه سال‌روزِ تولدِ فروغ با کلی وسواس و دقت انتخاب کردم و در تمام طول ترجمه سعی کردم لحن و فضای اشعارش حفظ شود. 

The Rival

هماورد

مرتبط:

پایگاه رسمی فروغ فرخزاد

15 دی‌ماه سالروزِ تولدِ فروغ فرخزاد

مجموعه‌ی اشعار فروغ به زبان انگلیسی

 

اطلاعات بیشتر درباره‌ی سیلویا پلات

درباره‌ی سیلویا پلات در ویکی‌پدیا

سیلویا پلات در دایره‌المعارف ادبی

ترجمه‌ی شعر لاله‌ها  از سیلویا پلات- برگردان :گلاره جمشیدی

موضوع: ترجمه -+- 8:3  -+-  سورئالیست

پنجشنبه 1385/08/18
پدر داستان کوتاهِ مدرن

 

Everyone in the world is Christ and they are all crucified

Sherwood Anderson

 

Sherwood Anderson

شروود آندرسن که در 13 سپتامبر سال 1876 در شهر کامدن ایالت اوهایو به دنیا آمد در طی عمر خود هفت رمان و چندین داستان کوتاه نوشت و در این راه از چنان موفقیتی برخوردار شد که او را پدر داستان کوتاه مدرن نامیده اند. نگاه جدید او که در انتخاب سوژه‌ی داستان متجلی شده و زبان روایی او از چنان ویژگی هایی برخوردار است که با وجود آثار محدود، او را عامل گذر از سبک داستان نویسی قرن نوزدهم و از عوامل اصلی شکل‌یابی داستان کوتاه مدرن می نامند. از همین روست که تربیت و پیدایش نویسندگانی چون جان اشتاین‌بک، ارنست همینگوی و سرانجام ویلیام فاکنر را به آثار شروود آندرسن و تاثیر او بر نویسندگان نسل جدید منتسب می‌کنند، با این تفاوت که توقف آندرسن در آثار معدودش موجب شد تا شاگردانی که پا گرفتند با استمرار در راه خود از استاد پیشی گیرند و در تاریخ ادبیات جایگاهی بس والا بیابند. به همین خاطر است که شاید نام آندرسن برای بسیاری از علاقه مندان ادبیات کمتر شناخته شده باشد و به ویژه در کشور ما برخی از آثار او را فقط بتوان در مجموعه‌های داستان‌های کوتاه ملاحظه کرد.

در این شماره جن و پری بخوانید:

یک آدمِ لال

The Dumb Man

 

مرتبط:

پایگاه رسمی شروود اندرسون

درباره‌ی شروود اندرسون در ویکی‌پدیا

مجموعه آثار شروود اندرسون در پروژه گوتنبرگ

 

ترجمه‌ی دیگری از همین داستان برای مقایسه:

مرد لال- برگردان: ضياةالدين ترابي

( ماهنامه كلك- شماره پي در پي 151 دي 1383)

 

لطفا نظراتتان را درباره ترجمه یا داستان همان جا بفرمائید.


سه شنبه 1385/06/21
یک فمینیستِ آمریکایی ـ فرانسوی

 

کیت شوپِن( 1904-1851)

 کاترین او فلاهرتی در 8 فوریه 1851 در سنت لوئیس در ایالت میسوری آمریکا متولد شد.پدرش از تجار موفق ایرلندی بود که به آمریکا مهاجرت کرده بودند.مادرش از نژاد فرانسوی بود و با گروه‌های فرانسوی‌ ساکن آمریکا ارتباط نزدیکی داشت. پدرش هنگاهی که او پنج سال داشت در یک سانحه‌ی ریزش پل کشته شد. این اتفاق او را هرچه بیشتر به خانواده مادری و آداب و رسوم فرانسوی ‌ها نزدیک کرد. او به آثار بزرگانی  همچون سر والتر اسکات و چالز دیکنز علاقه فراوانی داشت.در دوران جوانی  به تحقیق و بحث در زمینه‌ی میزان اختیارِکلیسای کاتولیکِ رم درباره جنسیت افراد پرداخت. او معتقد بود حق زنان نادیده گرفته می‌شود. ( او بعدها هم به تشکل‌های حمایتی از حقوق زنان پیوست).در سال 1870 با اسکار شوپن ازدواج کرد که ثمره این ازدواج 6 فرزند( یک دختر و پنج پسر ) بود. در یک دوره زمانی کوتاه 1879 تا 1884 شوهر و مادرش فوت کردند که این مسئله باعث به وجود امدن افسردگی شدید و ناراحتی روحی در او شد تا آن‌جا که به توصیه‌ی پزشک برای بهبودی و آرامش به نوشتن روی آورد.

حاصل کارهای ادبی او  آن چندین  مقاله و داستان کوتاه و دو رمان است. مشهورترین اثر شوپن رمانِ بیداری است که به شرح نیاز‌های جنسی یک زن می‌پردازد و تا مدت‌ها اجازه چاپ پیدا نکرد.کیت شوپن در سال 1904 در حالی که مشغول بازدید از  نمایشگاه سنت لوئیز بود بیهوش و دو روز بعد جان سپرد.

 

                                              

Story of an Hour – Kate Chopin The

ساعتی از زندگی کیت شوپن

 

زندگی‌نامه

زندگی‌نامه 2

متن اصلی ساعتی از زندگی

مجموعه آثار در پروژه گوتبرگ

 ترجمه دیگری از همین داستان به همراه بیوگرافی

 

لطفا نظراتان را درباره داستان یا ترجمه‌ در صورت تمایل همان‌جا وارد فرمائید.

 


جمعه 1385/05/13
در وصف دخترِ مولانا

در وصفِ امیلی دیکنسون همین بس که دکتر الهی قمشه‌ای او را دخترِ مولانا می‌نامد. اشعار دیکنسون آن‌قدر ساده و در عین حال پر معنا هستند که ترجمه‌‌ی آن‌ها واقعا کارِ مشکل و وقت‌گیری ست.

 

 

Because I could not stop for Death

چون مرگ را در آغوش نتوانستم گرفت

 

فایل صوتی همین شعر را بارگذاری کنید.( 700کیلو بایت)

مجموعه کامل اشعار امیلی دیکنسون

 

پ.ن: ترجمه‌ی اشعار او توسط نشر مروارید و با ترجمه سعید سعیدپور به چاپ رسیده است. اما متاسفانه آن‌قدر پر از غلط‌های مفهومی‌ست که مشخص است مترجم تنها با اتکا به دیکشنری (‌بخوانید لغت‌نامه) باز و  فارغ از هرگونه توجه به معنی شعر٬ کلمه به کلمه برگردان کرده است. لطفا اگر این کتاب را در اختیار دارید حداقل ترجمه همین شعر را دوباره بخوانید تا متوجه منظورم شوید...

 

پ.ن : لطفا نظراتتان را درباره این ترجمه‌ همان‌جا وارد فرمائید.

 

موضوع: ترجمه -+- 1:8  -+-  سورئالیست

پنجشنبه 1385/02/14
آلبوم

شعر آلبوم را خیلی دوست دارم. تا آن‌جا که می‌دانم این شعر  اولین شعری‌ست که از سی.دِی لوئیز به فارسی ترجمه می‌شود ، سعی خواهم کرد شعرهای دیگری از او را نیز ترجمه کنم.البته این نکته را متذکر بشوم که  ترجمه برای من به عنوان هنر مطرح است و نه علم.

به زودی ترجمه‌های دیگری از شاعرانی چون امیلی دیکنسون ،جان دان و ... را در وبلاگ قرار خواهم داد.

 

سی.دِی لوئیز  ۱۹۷۲- ١٩۰۴ 

نویسنده، منتقد و ملک الشعرا‌‌ی ایرلندی و تحصیل‌کرده‌ی دانشگاه آکسفورد است.اولین مجموعه‌ی اشعارش "از پر تا فولاد" نام داشت و پس از آن مجموعه‌های دیگری با نام‌های " کوهستان سحرآمیز"و " زمان رقص" را سرود که در آن‌ها تضاد میان سیاست‌های مارکسیم و ایده‌آل‌گرایی رمانتیک را به چالش می‌کشاند. از مهمترین کارهای او می‌توان به ترجمه آثار ویرژیل و احتمام در گسترش رمان پلیسی در انگلستان اشاره کرد.

                                      C.Day.Lewis

                       ترجمه را به همراه متن اصلی شعر در اینجا میتوانید بخوانید.

 

قسمت نظرات را بسته ام. لطفا نظرتان را درباره شعر و احیانا ترجمه‌اش  همان‌جا بنویسید.