
درباره مردن
-هنوز زنده ای؟
-نه.
درباره زندگی
-زنده ای؟
-هنوز نه.
درباره هنوز
-هنوز زنده ای؟
-نه هنوز.
شعر آلبوم را خیلی دوست دارم. تا آنجا که میدانم این شعر اولین شعریست که از سی.دِی لوئیز به فارسی ترجمه میشود ، سعی خواهم کرد شعرهای دیگری از او را نیز ترجمه کنم.البته این نکته را متذکر بشوم که ترجمه برای من به عنوان هنر مطرح است و نه علم.
به زودی ترجمههای دیگری از شاعرانی چون امیلی دیکنسون ،جان دان و ... را در وبلاگ قرار خواهم داد.
سی.دِی لوئیز ۱۹۷۲- ١٩۰۴
نویسنده، منتقد و ملک الشعرای ایرلندی و تحصیلکردهی دانشگاه آکسفورد است.اولین مجموعهی اشعارش "از پر تا فولاد" نام داشت و پس از آن مجموعههای دیگری با نامهای " کوهستان سحرآمیز"و " زمان رقص" را سرود که در آنها تضاد میان سیاستهای مارکسیم و ایدهآلگرایی رمانتیک را به چالش میکشاند. از مهمترین کارهای او میتوان به ترجمه آثار ویرژیل و احتمام در گسترش رمان پلیسی در انگلستان اشاره کرد.

ترجمه را به همراه متن اصلی شعر در اینجا میتوانید بخوانید.
قسمت نظرات را بسته ام. لطفا نظرتان را درباره شعر و احیانا ترجمهاش همانجا بنویسید.
تنها هنگامی که خاطر تو را میبوسم
درمییابم دیرگاهیست که مردهام
چرا که لبان خود را از پریشانی خاطرهی تو
سردتر مییابم.
احمد شاملو
" تو را به دادگاه خواهند کشيد .شايد به حبس ابد محکوم شوي.
البته جزييات جنايتت معلوم نيست، تنها اثر انگشتت را روي قلبي شکسته يافتهاند!!!"
حرفهای وکیل مدافع توی سرش رژه میرفتند…