تبليغاتX
-+- سورئالیست -+-
یکشنبه 1385/11/01
Thou shalt not covet

 

با بغض می‌گوید:

می‌دونی چند شبِ که تختم رو خیس می‌کنم؟

می‌دونی هر شب کابوس می‌بینم؟

می‌دونی از ترسِ خیس شدنِ رختخوابم شب‌ها سعی می‌کنم نخوابم؟

می‌دونی قرص تپش قلب می‌خورم؟

می‌دونی دیگر همه‌چیز اهمیتش را برایم از دست داده؟

می‌دونی زندگی‌ام تیره و تار شده؟

می دانی روزی هزار بار آرزوی مرگ می‌کنم؟

....

می‌دونی که من دوستت دارم؟

 

دختر در حالی که توی آینه‌ی ماشین آرایشش را درست می‌کند،می‌خندد:

به نظرت خطِ چشمِ آبی بیشتر بهم نمی‌آد؟