تبليغاتX
-+- سورئالیست -+-
شنبه 1387/08/25
جنگ جنگ تا پیروزی
هیچ‌گاه نفهمیدم چرا جنازه‌ی سوخته‌ی پدر را که از جنگ آوردند، آقای مهدوی- متولیِ مسجدِ محل- به مادر که ضجه می‌زد و من و خواهر کوچکترم را زیر چادرش می‌کشید؛ شهادتِ پدر را تبریک گفت.
از چند سال بعد به اجبارِ مادر، حاج ‌آقای مهدوی را پدر صدا می‌زدم.