تبليغاتX
-+- سورئالیست -+-
پنجشنبه 1387/09/28
من گرگ خیالبافی هستم

زن به تابلوی نسیه نداریم خیره شده بود.

ـ حواستو جمع کن فقط همین امشب حاج‌خانم منزل نیست ها.

رویش را محکم‌تر گرفت:

ـ باید عجله کنم بچه‌ها گرسنه‌اند.

قصاب دنبال ساطور می‌گشت.


جمعه 1387/09/15
مسافر که دیر از خواب بیدار شد٬دیر هم به منزل می‌رسد.

از تجربه‌های مردم باید چیز فهمید. فقط کتاب نیست که ما را چیز فهم می‌کند.در خصوصِ ادبیات٬ همین‌قدر کافی است که بدانی ادبیات رشته‌ایست که زندگیِ ما و دیگران را تجسم می‌کند.کیف و لذت‌های پنهانیِ زندگی را زیاده‌تر می‌دارد.مردمی که در این رشته زبردست شده‌اند مشهور یا غیر مشهور با چشم‌های بازتر بسر می‌برند.از شعر ِ خوب گفتن و نمایشنامه‌ی استادانه از آب درآوردن جُز به‌به و چه بسا جز حسد و بدگویی چیزی دست کسی را نمی‌گیرد.پسر عزیزم؛ مسافر که دیر از خواب بیدار شد٬ دیر هم به منزل می‌رسد. این طبیعی است٬ باید از قصه٬ ما تجربه پیدا کنیم.

قسمت‌هایی از نامه‌ی نیما یوشیج به پسرش


یکشنبه 1387/09/03
وقتی همه خواب بودند..(روزنامه‌ی ایران بیدار بود!)

پست وبلاگ‌ِ سورئالیست با عنوانِ 6 سال گذشت... نوشته شده در تاریخِ جمعه 1387/07/26 را بخوانید.

صفحه‌ی گزارش در روزنامه ایران مورخ پنجشنبه ۳۰ آبان را هم بخوانید.


ادامه‌‌ی مطلب