
زن به تابلوی نسیه نداریم خیره شده بود.
ـ حواستو جمع کن فقط همین امشب حاجخانم منزل نیست ها.
رویش را محکمتر گرفت:
ـ باید عجله کنم بچهها گرسنهاند.
قصاب دنبال ساطور میگشت.
از تجربههای مردم باید چیز فهمید. فقط کتاب نیست که ما را چیز فهم میکند.
قسمتهایی از نامهی نیما یوشیج به پسرش
پست وبلاگِ سورئالیست با عنوانِ 6 سال گذشت... نوشته شده در تاریخِ جمعه 1387/07/26 را بخوانید.
صفحهی گزارش در روزنامه ایران مورخ پنجشنبه ۳۰ آبان را هم بخوانید.